گوناگون20
اجتماعی ، فرهنگی و ...

 

پس از سال های طویل و عریض  و بعد از وعده های 4 رئیس جمهور کشور در شش دوره 4 ساله انتظارها به سر آمد و قطار  حداقل از نوع المان_نوروزی به اردبیل رسید

المان_نوروزی_میدان_بسیج

عکس : تقی زاده




ارسال توسط پایبند

http://s9.picofile.com/file/8290124142/goonagoon20_1043w.gif

سال نو مبارک

 

 




تاریخ: 30 / 12 / 1395برچسب:سال نو,1396,
ارسال توسط پایبند

مادرم-قربان نی نی چشمانش بروم- هنوز، هم زمان، هم به باغچه سرک می کشد و خوراک را می پزد و خانه را می روبد و کتابش را می خواند و پدرم-قد و بالای رعنایش را بنازم- هنوز در محل قدم می زند و سلام ها را جواب می دهد و پشت میزش عددها را به بازی می گیرد.
اما هر دو، هر بار، اندکی-فقط اندکی- آهسته تر، آرام تر...
و این اندک، جان مرا می خراشد. آهسته، آرام، همیشه، هر بار...
پیش تر ها نوشته بودم تماشای زوال از خود زوال سخت تر است.
حالا می گویم سخت نیست فقط ... کشنده است ...
اگر بازیگر این نقش عزیزترین آدمِ زندگی ات باشد.

از : بیگانه




تاریخ: 27 / 12 / 1395برچسب:مادر,زندگی,حسین وی,,
ارسال توسط پایبند

 

تکم یک عروسک چوبی سنتی است ، واژه تکم Takam از دو بخش تکه و م تشکیل شده است.تکه در زبان ترکی به معنی بز نر قوی هیکل که همیشه در راس گله حرکت می‌کند و گله را به چراگاه و محل‌های معین هدایت می‌کند (م) ضمیر ملکی دوم شخص مفرد است و تکم در واقع به معنی (بز نرمن) است.

به کسی که تکم را می‌رقصاند (تکم چی) می‌گویند که اشعار مخصوص تکم را با آهنگی خاص می‌خواند. اشعار تکم در چند آهنگ که خاص تکم بوده خوانده می‌شود.

 

"سیزون بو تازه بایراموز مبارک"  (عید نو شما مبارک باشد)

"آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز  مبارک"  (ماهتان، سالتان، هفته تان، روزتان مبارک)

"جناب جبرئیل نامه گتوردی"  (جناب جبرائیل نامه آورد)

"گتور جگین پیمبره یتوردی"  (محض آوردن به پیامبر رسانید)

"مبارک قوللارین گویه گوتوردی"  (پیغمبر هم دستهایش را بر آسمان برداشت)

"سیزون بوتازه بایراموز مبارک"  (عید نو شما مبارک باشد)

"آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز مبارک"  (ماهتان، سالتان، هفته تان، روزتان مبارک)

"امیرالمومنین تخته چخاجاق"  (حضرت امیرالمومنین، به تخت ولایت خواهد نشست)

 "یزیدون بوینونا نوخدا وراجاق " (به گردن یزید افسار خواهد بست)

"شیرین شربت سو یرینه آخاجاق" (و به جای آب در رودها شربتهای شیرین جاری خواهد شد)

"سیزون بوتازه بایراموز مبارک"  (عید نو شما مبارک باشد)

"آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز مبارک"  (ماهتان، سالتان، هفته تان، روزتان مبارک)

 

منبع : عکس : دانا    ، محتوا : مهر




ارسال توسط پایبند

چند روز قبل نانوایی در اعتراض به ندادن سهمیه آرد برای پخت نان و پس از اعتراض های بسیار فراوان و پیگیری های به عمل آمده از طریق استانداری ، زمانی که برای دریافت سهمیه آرد به اداره مربوطه مراجعه و موفق به دریافت سهمیه آرد خود به دلیل بدهی قبلی نشد تصمیم به خودسوزی خود مقابل اداره صنعت ، معدن و تجارت شهر  اردبیل گرفت .

به شخصه کار وی را تایید نمی کنم و هیچ کسی هم نمی کند از هر لحاظی که بررسی کنیم کار درستی نبوده اما شاید بهتر است از این زاویه نگاه کنیم که در اداره و پیچ و خم اداری و سرعت گیرهای ادارات شهر و در زیر فشار  اقتصادی که وی داشته ، شرایط به حدی برایش سخت شده  که وی دیگر صبر و طاقت خود را از دست داده و دست به این اقدام زده است و با سوختگی 60% و پس از انتقال به بیمارستان سوختگی تبریز جان باخت .

شاید ، شاید که نه ؛ صد البته مرگ وی باید تلنگری و زنگ هشداری باشد برای حوادث مشابه بعدی ،  برای مسئولین شهر و استان و کشور . مرد سرپرست خانواری که با این کار دستش از دنیا کوتاه شد به خاطر مسئله ای کوچک ،  ولی چگونه می شود که در شرایط فعلی کشور اختلاس های چندهزار میلیاردی نه یکبار بلکه چندین و چند بار اتفاق می افتد و فرارهای مالیاتی شرکت و کارخانه های بزرگ که مبالغ بسیار هنگفتی می شود  ولی برای یک نانوایی که قصد داشت با گرفتن سهمیه آرد ، کسب در آمد کرده و بدهی های خود را تصویه کند و از شر پرداخت اقساط و بدهی به بانک های سر تا سر ربا ی جامعه بانکی اسلامی ایرانی بدون ربا  رهایی یابد ولی  چنین سخت گیری هایی بس ناجوانمردانه  به عمل می آید در حالی که اگر کمی ریزبینانه در همان اداره نگاه کنیم و کمی محاسباتمان را زیر و رو کنیم شاید موارد بسیار بدتری مشاهده کنیم !

مسئولین شهر و استان و نمایندگان (مثل همیشه با لیاقت)  در خواب زمستانی و در لاک لاکپشتی خود فرو رفته اند و از وضعیت در نظر آرام و مطلوبشان در پشت پنجره های اتاق ریاستشان لذت می برند و متوجه عمق فاجعه ای که بر اقشار مختلف مردم وارد می شود نیستند . فقط کافی است کمی قدم در خیابان های شهر بگذارید و با مردم باشید . من قاضی نیستم و قاضی شخص دیگری است ولی اگر توان خدمت و انجام وظیفه ندارید ماندن شما خیانت است و شما احتمالا مقصر این اتفاق و اتفاقات مشابه .

 آیا مسئولان شهری و استانی و کشوری از این حادثه و مشابه آن احساس گناه و شرم  می کنند و خجالت می کشند یا نه ؟ اصلا جای خجالت نیست و مقصر خود مردم اند ؟ آیا از خجالت آب نمی شوید ؟ 




ارسال توسط پایبند
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 694
بازدید دیروز : 213
بازدید هفته : 694
بازدید ماه : 8801
بازدید کل : 2233530
تعداد مطالب : 811
تعداد نظرات : 379
تعداد آنلاین : 2

Free counters! .............