گوناگون20
اجتماعی ، فرهنگی و ...

چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی من بی دفاعم... من شریف تربیت شدم من شریف بزرگ شدم... نه کسی منو می‌شناخت... نه کسی بنده رو می‌دید... نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر... همهٔ سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین ادارهٔ بایگانی بود لای پرونده‌ها... من ساده بودم من همه چیز رو باور می‌کردم، من با هیچ‌کس مخالفت نمی‌کردم... سرم به کار خودم بود و شریف بودم...

من نمی‌خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی‌خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم... اما من توانم کم بود... بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران... و من به همه احترام می‌گذاشتم... من به همه احترام می‌گذاشتم، و من شروع کردم به بازی کردن... و من شروع کردم به سرگرم شدن...و بعضی وقت‌ها یادم رفت که کجام... و همهٔ این‌هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست... و من اشتباهی ام... من از اولش هم اشتباهی بودم...

بله من یادم رفت که این‌ها مال من نیست و من اشتباهی ام، تقصیر من بود... تقصیر دیگران هم بود... اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم... من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم... من از سهم کسی نزدم... من فقط اشتباهی بودم... خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم... خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم...

من فقط اشتباهی بودم... چه دفاعی از خودم بکنم؟... من بی دفاعم... حالا من مانده‌ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم... جناب قاضی من از هیچ‌کس توقعی ندارم... خدایا تو منو ببخش... از مسعود شصت چی (مهران مدیری)




ارسال توسط پایبند

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به: سردار هنر برادر عزیز جناب آقای حاتمی کیا

از : سرباز اسلام و ایران

با سلام؛

فرصتی شد پس از مدت ها فیلم "چ" را ببینم. با دیدن آن صحنه ها به یاد غربت دیروز ایرانی ترین ایرانی ها و اسلامی ترین اسلامی ها، ایثارگران فداکاری که فرصت یافتید با هنر قابل تقدیر خود، یک نمونه از هزاران نمونه اعجاب آور آنان را به تصویر بکشانید و بر مظلومیت امروز همان چهره های فراموش شده، گریه کردم.

برادرم از طعنه ها و سرزنش ها نهراسید و به سیمرغ های دنیوی هم فکر نکنید و این راه را ادامه دهید. سیمرغ شما وجدانهای بیدار شده در اثر این حقیقت ارزشمند ارایه شده و اشک های غلتانی است که بر گونه ها جاری ساختید.

جنت الهی برخواسته از دعای مادران شهیدان و مجروحین سالها بر بستر افتاده ، مبارکتان باد.

برادرت قاسم سلیمانی

 

___________________________________

پ.ن :

1.هنرمند ارزشی و غیر ارزشی دارد.

2.خیلی ها بودن که حاتمی کیا و بعضی بازیگران این سریال رو کوبیدن. ولی الان همه چیز با این نامه روشن شد.

3.زیباترین جمله این پیام به نظرم اینجاست که جناب سلیمانی میگن به سیمرغ دنیوی دل نبندین.

 




ارسال توسط پایبند

خیلی جالبه . حوصله داشتین کامل بخونید
حمید حمیدی در وبلاگش این مطلب جالب را نوشت . شما همراهان عزیز رو به خوندن این مطلب زیبا و قابل تامل دعوت میکنم :



این مطلب را برای هفته نامه تماشاگر نوشتم:

در باز است؛ باز پرواز می کند ...

در این چند سال گذشته نام ماه رمضان برای مردم ایران بویژه مخاطبان رسانه ملی با نامهای زیبایی مثل جشن رمضان، ماه عسل، ماه ماه و ... گره خورده. نامهایی که دستکم در معانی لغوی و ظاهری خود، گام های بلندی برای تبیین حقیقت ماه میهمانی خدا برداشتند و با رویکردهایی تازه، برنامه های کلیشه ای و سنگین سالهای قبلشان را به محاق فراموشی فرستادند؛ آنچنان که اگر همین حالا در ذهن خود جستجو کنید، ویژه برنامه های دهه 70 یا اوایل 80 را به یاد نمی آورید ! در این بین "جشن رمضان" که بنوعی پیشگام این نوآوری ها بود، با زوج های مکمل حسینی – احمدزاده و شهریاری – احمدزاده سعی در حفظ این "جشن" و "رمضان" داشت و سالهای ابتدایی عمر خود را با هم موفقیت طی کرد. کم کم نوبت به نسل جوان و اجراهای نو رسید و در بازار گرم برنامه های گفتگو محور، "جزر و مد" با فرزاد حسنی آمد. برنامه ای که نیاز به آن مکمل سنتی نداشت و مجری، خودش هم جشن بود هم رمضان و البته در کنار این دو، مصاحبه گر. بعبارتی او، بسته ای از اطلاعات دینی، اخبار روز، مصاحبه، شوخی و حس بود. روزگار گذشت و با آن ماجرای معروف – که افتاد و دانی – حسنی رفت و احسان علیخانی با "ماه عسل" آمد. علیخانی که نه یک حسنی جدید؛ یک مجری جدید بود... با این تغییر هر چه به زمان حال نزدیک شدیم گفتگوها از چالش دور و به احساس نزدیک شد، تا جایی که حالا اگر سنگدل ترین انسانها هم پای تلویزیون بنشیند، با مهمان ها و سوژه های این برنامه ، نم اشک روی گونه اش را بیشتر از سوزش معده بعد از حدود 17 ساعت روزه داری حس میکند !

حسب معمول، فرمول های موفق بسرعت نظر دیگران را هم جلب می کنند و نتیجه اش می شود "ماه عسل" هایی در شبکه های مختلف – یادم باشد درباره قانون کپی رایت هم چیزی که در ذهن دارم بگویم - ! حالا در این رقابت همه سعی می کنند مهمان هایشان از دیگر برنامه ها جذاب تر یا بهتر بگویم عجیب تر باشند. و صد البته برنده کسی خواهد بود که اشک بیشتری از بیننده بکشد...

همینجا یک سوال جدی پیش می آید و آن اینکه : "چرا باید لحظه های منتهی به افطار که طبق روایات معتبر، عرفانی ترین لحظه هاست با این حالت توام شود؟ " یا بعبارت بهتر که از زبان بعضی مخاطبان نقل قول میکنم : " چرا باید دم افطار گریه کنیم ؟ "... بدون شک یکی از آثار تعلیمی روزه داری و تحمل سختی های ناشی از آن، درک روزگار افراد بی بضاعت و رنج کشیده است - تکرار میکنم: یکی از آثار - اما بلافاصله باید پرسید : " پس جنبه ها و آثار دیگرش کجاست ؟ " شاید بگویید یک برنامه از یک شبکه ظرفیت پرداختن به همه جنبه ها را ندارد؛ درست... اما یادتان نرود این فضای غمبار را پرمخاطب ترین شبکه دارد ایجاد میکند؛ آنهم در زمان اوج دیده شدنش...

از این بایدها و نبایدها کمی فاصله بگیریم که تهیه کنندگان برنامه و سیاست گزاران سازمانی بهتر می دانند؛ فقط توجه شما را به تلویزیون های عرب دور برمان جلب میکنم که در ماه مبارک، چه حجمی از برنامه های آنها شاد و مفرح است...

هفته گذشته در یک برنامه ویژه و مبتکرانه مهمان های ماه عسل، سید مهدی رحمتی، رضا عنایتی و علی بیرانوند بودند. انصافا زندگی های پرماجرا و تامل برانگیزی داشتند و تلاش آنها در راه موفقیت بدون هیچ حرف و حدیثی ستودنی است؛ اما روند و جهت گیری صحبت ها با روشی استادانه و کاملا سوفسطایی، بیننده را به سمت مورد علاقه مهمانان برد: حالا که ما سختی کشیده ایم قراردادهای میلیاردی مان توجیه میشود، چون فلان روز پول کافی در جیبمان نداشتیم یا فلان کار سخت را کردیم میتوانیم برای کادر فنی تیم تعیین تکلیف کنیم، حتی به تیم ملی پشت کنیم ! پس تکلیف اینهمه آدمهایی که سختی کشیده اند و میکشند چه میشود؟ چه کسی پیدا میشود یک قرارداد چند صد میلیونی با یک کشاورز، یک کارگر یا یک معلم امضا کند؟... هیچ کس !... که اگر نظام مالیاتی شفاف و خصوصی سازی باشگاهها درست انجام شده بود، حالا این سرگذشت ها دلایل ما نمی شدند !...

بگذریم ! قرار شد از کپی رایت یک چیزی بگویم. همانی را مینویسم که مجله "تایم" نوشته : سریال ایرانی "هفت سنگ" کپی برداری از سریال آمریکایی "خانواده مدرن" است. شخصیت ها، صحنه ها و حتی شوخی ها نه تنها اقتباس یا بازسازی نشده اند؛ که مستقیم کپی شده اند... اگر آن ماه است، این هم عسل اش !!!




ارسال توسط پایبند

پسرخاله:اون پوست شکلاتارو بده به من
شهاب حسینی:پوست شکلات میخوای واسه چی؟
پسرخاله ه پیرزنه هست پاهاش درد میکنه فقیرم هست..
شهاب حسینی:خب؟
پسرخاله:بعضی وقتا میرم بهش کمک میکنم خونشو تمیز میکنم و بعضی کارای دیگه...
شهاب حسینی :آهان.....بعدش؟؟؟؟؟؟
پسرخاله:هیچی همیشه بهم میگه بردار از اون شکلاتا بخور منم چون کُـلَن چند تا دونه شکلات داره نمیخورم و واسه اینکه ناراحت نشه این پوست شکلاتارو بهش نشون میدم

 




تاریخ: 9 / 4 / 1393برچسب:پسر خاله,شکلات,شهاب حسینی,
ارسال توسط پایبند

نگاهی کوتاه به برنامه تزه گون

اختصاصی گوناگون20-کپی با فقط با ذکر منبع

برنامه تزه گون عنوان برنامه است که چند ماهی است که از شبکه سبلان (صدا وسیمای مرکز اردبیل) به روی انتن می رود و موضوعی اجتماعی و بیشتر بر محور خانواده دارد.

این برنامه از بخش های گوناگونی تشکیل شده است. از جمله بخش های این برنامه بخش کارشناسی پزشکی است .چند مجری هم اجرای بخش های مختلف این برنامه را عهده درا هستند..

اما علت اصلی که مرا  وادار به نوشتن این مطلب کرده است بخش گزارش این برنامه است  به ویژه انکه مجری شاداب و سرزنده این گزارش ها را تهیه می کند.

بخش گزارش این برنامه موضوع های متنوعی را شامل می شود.

یکی از موضوعات این گزارش ، گزارشی بود که به خانواده ای سرزدند. پدر و مادر این خانواده صاحب دو فرزند بودند که هر دو نابینا بودند. مادر و پدر این خانواده این دو فرزند را با عشق بزرگ کرده بودند .

پدر این خانواده مرد شریفی است که از طریق کار کردن با وانتی که دارد مخارج خانواده اش را کسب می کند.

فرزند بزرگ این خانواده که موفق شده بود موفقیت هایی را به دست اورد  دوست داشت که کامپیوتری داشته باشد تا بتواند بهتر به مطالب کتاب درسی که برای افراد نابینا  تهیه می شود گوش دهد.

گزارش های زیادی از این برنامه با تاثیگذاری بسیار زیادی پخش شده اند که محتوایی والا را با خود به یدک می کشند.

به شما توصیان میکنم اگر که فرصتی دارد صبحها حوالی ساعت ده و 20 دقیقه تماشای این برنامه خوب را از دست ندهید.

 




ارسال توسط پایبند

آیا صدا و سیما محرم  را فراموش کرده؟ یا دچار آسییب هایی شده است که در حال زاویه پیدا کردن با یک رسانه دینی است


1.  هر سال چند روز تا محرم مانده، کم کم صدا و سیما با فضای شهر حال و هوای محرم می گیرد و با ورود به شب اول کاملا رنگ تلویزیون به رنگ غم ایام محرم در می آید و این تلویزیون و رادیو است که مانند یک هئیت عمل می کند یک هئیت رسانه ای. سخنرانی، مداحی، ارتباطات مستقیم با کربلا، جلسات واکاوی وقایع و پیام های عاشورا  و...... یک سنگ تمام تمام عیار در رسانه ملی......

شیدایی

اما این روند زیاد طول نمی کشد تنها تا چند روز بعد از عاشورا و دیگر نه از لوگوی عزاداری خبری است، نه برنامه ای و نه فیلمی. دقیقامشکلی که برخی از هئیت های مذهبی ما به آن دچارند!

البته بی انصافی نمی کنیم دم پخش اذان ها کمی باز تلویزیون ما را به حال و هوای آن چند روز می برد اما آن هم کم کم هر چه به آخر محرم نزدیک می شویم فراموش می شود .

2. در تاکسی نشسته بودم، چندروز پیش رادیو روشن بود نمی دانم کدام موج بود اما در حال پخش یک آهنگ شاد بود(بخوانید خیلی شاد) کمی فکر کردم یادم آمد تنها چند روز از عاشورا می گذرد ولی انگار یک دفعه همه چی فراموششان شده ...تلویزیون هم گویا دست کمی از برادر صوتی خود ندارد. سوم امام که تمام شد. کم کم رنگ و بوی عزا هم از کل قالب جعبه جادویی رفت، فقط گاهی برخی از شبکه ها.... . اما در برایند کلی رسانه ملی رفتار رادویی را برگزیده و گاهی آنچنان به رویکرد قبل محرم خود بر می گردد که گویا اصلا در ماه محرم نیستیم. مجموعه تلویزیونی شیدایی که به تازگی شروع خود را از شبکه سه شروع کرده، دقیقا شاهدی بود بر این رویکرد سیما در قسمتی که روز یکشنبه پخش شد، شاهد سکانس هایی از یک عروسی در آن بودیم. صحنه هایی که سراسر شادی و... درآن موج می زد و باز کمی فکر کردم که انگار نه انگار در ماه محرمیم....

صدا وسیما قرار بود دانشگاه عمومی باشد تا اهالی رسانه بتوانند در آن ارزش های انقلاب اسلامی را به مخاطبان ارائه کنند و به مرحله ترغیب و اقناع نیل پیدا کنند. اما باید دید تا چه حد رسانه ملی به عنوان یکی از وسایل ارتباطات جمعی ما توانسته به این سفارش امام عمل کند و مبلغی برای ارزش های انقلاب باشد؟

3. کمی فلسفی رسانه ای به موضوع نگاه کنیم؛( یک صغری کبری فلسفی رسانه ای!):

1-رسانه ملی وظیفه دارد فرهنگ دینی را در جامعه احیا کند

2-عاشورا فرهنگی دینی است که جامعه بدان نیازمند است

نتیجه:رسانه وظیفه دارد فرهنگ عاشورا  را در جامعه احیا کند

برای اینکه یک رسانه بتواند در جامعه فرهنگ سازی کند نیازمند یک برنامه ریزی دقیق و مجری متخصص و متعهد برای اجرای آن برنامه است. اینکه چطور می توان برای مخاطبین در حد یک کشور که دارای عقاید، آداب و رسوم و ذائقه های متفاوتی هستند چنین برنامه ای تعریف کرد نیازمند ساعت ها فکر و گفتگو است.

امام حسین

یک رسانه باید ابتدا اصول و ارزش های مردم را شناسایی کند، قالب و تکنیک های انتقال پیام را نیز به خوبی بشناسد،کانل انتقال دهنده پیام را نیز با توجه به شرایط ارتباطی با دقت انتخاب کند، پیام را با توجه به مدل ارتباطی آماده سازی کند و سعی کند با کاری ترکیبی در فضای رسانه ای و مدیریتی اقتضایی در هر رسانه در جهت فرهنگ سازی گام بردارد.

ما می بینیم که رسانه ملی در اهداف خود و سندهای چشم انداز بدین امر مبادرت دارد و همواره آن را از اهداف خود بیان می کند و به عنوان رسانه ای دینی وظیفه خود می داند تا اصول اسلامی و انقلاب ما را از طریق این پر مخاطب ترین رسانه به بدنه جامعه تزریق کند. اما باید دید تا چه حد در این امر موفق بوده و دچار آسیب ها نشده است.

4. صدا وسیما قرار بود دانشگاه عمومی باشد تا اهالی رسانه بتوانند در آن ارزش های انقلاب اسلامی را به مخاطبان ارائه کنند و به مرحله ترغیب و اقناع نیل پیدا کنند. اما باید دید تا چه حد رسانه ملی به عنوان یکی از وسایل ارتباطات جمعی ما توانسته به این سفارش امام عمل کند و مبلغی برای ارزش های انقلاب باشد؟

رسانه ملی ما گاهی طوری رفتار می کنند که گویا ما در عصر تعدد رسانه ای نیستیم و هنوز فضای ارتباط رسانه ای را  فضایی محدود می نگرند.

وقتی کانال های رسانه ملی را بالا و پایین می کنید بدین مورد بر می خواهید خورد و مدام اصولی را خواهید دید که با ارزش های اولیه ما در تناقض است، روندی که در صدا و سیما به نرمی در حال پیشروی است.

اگر بخواهیم به برخی از این آسیب ها اشاره ای کنیم می توان به عدم نظارت دقیق بر محتوای برنامه های این رسانه، سینمایی شدن! گریم و پوشش بازیگران، چینش جدول پخش نامناسب به خصوص در ایام مذهبی، تساهل گرایی در برخی امور، عدم رعایت اصول پیام رسانی غیر مستقیم و مستقیم در جای مناسب و....

برای رهایی از این آسیب ها راهی نیست جز نگاهی دوباره به چشم انداز رسانه ای خود و آنالیز کردن فضای رسانه ای کشور و نقاظ قوت و ضعف فرهنگی به همراه تخصص گرایی و برنامه ریزی دقیق ارتباطی

اما ایرادی که ما در این متن با آن رو به رو هستیم برنامه چینی و جدول پخش نامناسب در ایام مذهبی است.

فقط کافی است در ماه رمضان و یا حتی محرم کنترل گیرنده خود را بر دارید و در یک ساعت از سه کانال شاهد پخش تلاوت قرآن باشید. و حتی در شبکه ای در همان موقع فیلمی در حال پخش نبینید یعنی اگر کسی در آن ساعت خاص نخواهد و با آمادگی گوش دادن به قران را نداشته باشد یا از اقلیت های دینی کشور باشد نمیتواند یک فیلم را تماشا کند. البته اکنون حدودا این نقیصه را شبکه نمایش رفع خواهد کرد.

صدا و سیما

اما علاوه بر این ما در برنامه چینی هایمان هم دچار مشکل هستیم در چند روز مانده به تاسوعا-عاشورا طوری غرق در ماتم می شویم که گاهی  آسیب جدول پخش نامناسب در برنامه ها را می بینیم و بعد از سوم امام گویی دیگر در ماه محرم قرار نداریم و به طور ناگهانی از شمایل قبلی در می آییم.

 آیا اینطور می توان در ماه محرم که سراسر ماه عزای اباعبدالله الحسین است و یا حتی در کل سال که باید معارف دینی به مخاطب عرضه شود تا فرهنگ دینی در جامعه احیا بماند، فرهنگ دینی را با اعتدال رفتاری، زنده نگه داشت یا گاهی آنقدر مخاطب را دلزده می کنیم که از رسانه به سوی ماهواره پناه می برد و گاهی او را از فضای معنوی به ناگاه جدا می کنیم و نمی گزاریم اثر پیام های قبلی در او نهادینه شود.

5. به نظر می رسد رفتار یک سو بدنه رسانه ای ما در کشور، عدم تخصص گرایی، کمیت زدگی و مصلحت گرایی مسئولین و فکر رقابت دیر هنگام با رقبای ماهواره ای بدون برنامه ریزی ما را به این عرصه انداخته است. و برای رهایی از این آسیب ها راهی نیست جز نگاهی دوباره به چشم انداز رسانه ای خود و آنالیز کردن فضای رسانه ای کشور و نقاظ قوت و ضعف فرهنگی به همراه تخصص گرایی و برنامه ریزی دقیق ارتباطی .

باید در ادای وظیفه فرهنگ سازی و انجام رسالت اخلاقی در رقابت نفس گیر جبهه رسانه ای امپریالیسم و در بازی در جبهه جنگ نرم هر چه سریع تر  و دقیق تر جلو رفت از جمله موارد مورد نیاز علاوه بر رعایت نکات مورد اشاره پیام رسانی غیر مستقیم، جذاب، تکیه بر ارزش ها و اصول و خروج از سلیقه گرایی و افراط و تفریط در نیل جامعه به سوی فرهنگ دینی، پرداختن به نشر اصول در کل ایام و با برنامه ریزی و.. می باشد.




تاریخ: 13 / 9 / 1392برچسب:صدا و سیما,حرمت شکنی,عاشورا,
ارسال توسط پایبند

 آیا در سبد سانسور چیزی اضافی ست؟ و سانسور در کشور ما با اضافه بار روبه رو بروست؟


سانسور

سانسور عنوانی که حساسیت برانگیز است از طرفی انسان را محدود می کند و از طرفی حریص! انسان نمی تواند و نباید برخی چیزها را بداند. اما مهم این است چه کسی تعیین می کند تا انسان مقابل سانسور قرار گیرد چه چیزهایی برای او سانسور شود و چه چیزهایی سانسور نشود. در واقع ممیزی ها بر چه اساسی است؟

سانسور خوب می تواند یک فرد و جامعه را از خطراتی بر حذر دارد اما در مقابل سانسوری که بر اساس قاعده نباشد تنها باعث می شود روند جامعه دارای انحرافات دفعی شود و مسیر فرهنگی را دچار موانعی می کند.

سانسور در علوم ارتباطات اینگونه تعریف می شود : عمل کنترل سخن و انواع دیگر بیان و ابراز وجود انسان‌ها است (ویکی پدیا)در واقع در سانسور افراد از دانستن و یا دیدن و شنیدن اطلاعاتی منع می شوند. سانسور انواعی را شامل می شود چون سانسور اخلاقی، مذهبی، نظامی ، شرکتی و سیاسی؛ همه این سانسور ها بنا بر سیاست هایی در رسانه اعمال می شود، آنجا که نباید چیزی از خروجی آنها بیرون بیاید. سانسور بنا به ماهیت رسانه ها می تواند شکل و موقعیت خاصی را در بر بگیرد. گاهی این سانسور در برخی از رسانه ها مثل روزنامه می تواند قبل از انتشار اعمال شود و گاهی بعد از انتشار با توقیف و یا .... اعمال خواهد شد، در رسانه های دیگر مانند رسانه های الکترونیکی با ایجاد خط قرمزها و حذف و یا فیلترینگ اعمال می شود.

سانسوردر کشورهای مختلف وجود دارد، حتی کشورهایی که دم از آزادی بیان می زنند. در جریان بیداری اسلامی و جریان  اعتراضات به بحران اقتصادی اروپا به وضوح مواردی فراوان از سانسور در عملکرد دول غربی مشهود بود. سانسور در کشورهای مختلف گاهی حالت منع می گیرد، گاهی مانع تراشی و گاهی هم تحریف؛ اما فصل مشترک در بین نظام های ارتباطی و رسانه ای کشورهای مختلف، این است که سانسور در آنها وجود دارد. در واقع تا به حال نشده کشوری هر چند دموکراتیک، آزادی را در همه جوانب آن تاب بیاورد؛ اما باید دید حال که سانسور فصل مشترک است چه حوزه هایی در اینباره وارد افراط و تفریط می شود و جای اعتدال  کجاست؟

آزادی بیان اسلامی نظامی مترقی در عرصه ارتباطاتی جهان است و بازدهی مطلوب و مناسب با کرامت و شان تمامی انسان ها دارد فقط باید این امر را با سلیقه گرایی، بی برنامه گی، غیر تخصص گرایی و دفاع از منافع شخصی دچار آسیب نکرد، تا بازدهی خود را بالقوه و بالفعل از دست ندهد

انسان حق آزادی بیان دارد اما بسته به اینکه این آزادی چه تعریفی داشته باشد می توان به سانسور نگاه ارزیابانه داشت، در کشورهایی که آزادی تمام و کمال است و در واقع نگاهی لیبرالیستی به کلمه آزادی وجود دارد. در وضعیت منطقی و مطلوب سانسور برای گروه های خاصی چون کودکان و.. اعمال می شود و آنجایی که آن آزادی در بیان، برخلاف سیاست های آنان باشد و روشنگر! این مورد بر خلاف ادعاها صورتی محسوس و غیر منطقی به خود می گیرد. اما در کشور ما و اندیشه اسلامی، آزادی صرف مورد قبول نمی باشد در واقع آزادی باید مبتنی بر قواعد و در چهار چوب خاص خود باشد. در واقع بهترین تعریف و نشانه از آزادی ای که مطلوب اندیشه ماست آزادی ای است که در سخنان شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی بدان اشاره شده است. این شکل از آزادی مبتنی بر معنویات است یعنی انسانی که به آزادی معنوی می رسد و آزادی مادی خود را بر آن استوار می کند، که این آزادی نه مزاحم رابطه انسان با سایر انسان هاست و نه خدشه ای به رابطه انسان با خدا وارد خواهد کرد.

 استراتژی سانسوری ارتباطات

این نگرش به آزادی است که باعث می شود ما در اصل هایی چون آزادی بیان و سانسور علی رغم اشتراکات مفهومی با سایر کشورها، دچار اختلاف نظرهایی در اصول و فروع باشیم. طبق آزادی بیان اسلامی سانسور مشمول مواردی می شود که مغایر با شرع و قانون باشند چون مطالب و محتوای مغایر با مذهب و اخلاق، تهمت، افترا، دروغ، موارد ضد مصالح عمومی و امنیت اجتماعی و...... که اگر این موارد بیان و منتشر شود باید به صورت قانونی مورد پیگیری قرار گیرد.

این سانسورها برمبنای منافع عمومی و دستور شرع و قانون است و با توجه به کرامت انسانی؛ مطلوب به نظر می رسد، در این رابطه به نگاه اینچنینی به پدیده سانسور ایرادی وارد نمی شود و کسانی که با این نوع سانسور مخالفند در واقع نگاهی غربی به مسئله آزادی بیان و حق آزادی برای انسان دارند. این نوع سانسور مورد قبول اکثریت است اما آنچه فقدان آن به چشم می آید و موجبات اعتراض ها را فراهم می کند، آمیختگی این اصول با سلیقه و افول از ارزشهای تخصصی در کار سانسور است. در واقع عبور از سانسور قاعده مند به سوی سانسور بی قاعده!

در واقع، گاهی ما خیال می کنیم چیزی در تضاد با منافع ملی ست و یا با ارزش ها ، گاهی خیال می کنیم خط قرمز ها نقض می شود و گاهی اندیشه نادرست پیرامون رسانه داریم وعدم آینده نگری و نداشتن برنامه و انعطاف در کار ارتباطاتی و برنامه های فرهنگی باعث می شود تا چیزهایی سانسور شوند که نباید بشوند.در اینجا می توان به دو مورد اشاره داشت اول مواردی که واقعا در کل یا جز آنها باید سانسور اعمال شود گاهی از سانسور گریزی نیست و باید همه آنچه برای انتشار در نظر گرفته شده است، مورد سانسور واقع شود. در اینجا برخی اینگونه استدلال می کنند که در دنیای ارتباطات و دهکده جهانی که دیگر سانسور معنایی پیدا نمی کند، این استدلال دقیقا موردی است که در اینگونه موارد بدان برمی خوریم، در واقع این عامل باید باعث شود نه اینکه سانسور نکنیم بلکه کمی دقیقتر به سراغ آن برویم. این دلیل که در دهکده جهانی.... اصلا مورد قبول نمی باشد، امام در جمعی در پاسخ به اینکه موسیقی از رادیو پخش می شود و اگر ما پخش نکنیم رادیوهای دیگران پخش خواهند  کرد و مخاطبان را به سمت خود جذب می کنند، می فرمایند که نباید این دلیلی باشد تا ما پآنچه را که نباید پخش کنیم و...

سانسور خوب می تواند یک فرد و جامعه را از خطراتی بر حذر دارد اما در مقابل سانسوری که بر اساس قاعده نباشد تنها باعث می شود روند جامعه دارای انحرافات دفعی شود و مسیر فرهنگی را دچار موانعی می کند

در واقع این قاعده ای طلایی ست اما باز این مورد نباید باعث شود که ما بدون فکر از انعطاف پذیری در امر سانسور باز بمانیم. در واقع گاهی نباید فقط سانسور کرد بلکه اگر واقعا باید سانسور اعمال شود باید دید آیا می توان به سانسور شکل و نحوه خلاقانه داد. یعنی آیا برای محتوای مورد نظر سانسور همه جانبه نیاز است و یا با سانسور جزئی از محتوا و یا با نوعی خاص از انتشار می توان محتوای مورد نظر را منتشر کرد.

سانسور

گاهی عدم فکر بر روی چگونگی سانسور و سانسور همه جانبه باعث می شود تا در دنیای کنونی به نحوی دچار استدلال همان افرادی شویم که در دهکده جهانی محلی از اعراب برای اعمال سانسور قائل نیستند، باید دید اگر سانسور همه جانبه لازم نیست به دلیل بی برنامه گی و ... از دم سانسور نکنیم! بلکه با برنامه و به طور مکانیزه دست به این اقدام بزنیم. تا با رعایت قانون طلایی سانسور( گفته حضرت امام خمینی) از سلیقه گرایی در این امر و آسیب زایی نیز جلوگیری کنیم.

اما در مورد دوم، گاهی به مواردی بر خواهیم خورد که به هیچ وجه اعمال سانسور نه در کل و نه در جز محتوای مورد انتشار نیاز نبوده است در واقع این همان مشکلی است که در صورت وجود عدم داشتن برنامه ای برای اعمال سانسور به شکل های مختلف و نه همه جانبه، با آن برخورد می کنیم.

همانطور که اشاره شد گاهی اصلا سانسور لازم نیست بلکه این خیال و سلیقه ما است که باعث سانسور میشود، این نوع سانسور، سانسور بی قاعده و آسیب زاست که جامعه را از چگونه فکر کردن به چه فکرکردن سوق می دهد، آگاهی و قدرت تحلیل را از آن می گیرد و راه را برای نفوذ بیگانه باز می کند. با این نوع سانسور، در موارد سیاسی و تاریخی بسیار برخورد می کنیم. مطالبی که گفتن آن نه تنها آسیبی به جامعه نمی زند بلکه در نگاهی آینده نگر و جامع، نقل آن مفید نیز خواهد بود. تنها این خیال و طرز فکر ما است که باعث سانسور شده است و نه تخصص در زمینه کاریمان. در واقع این حقایق به این دلیل مورد منع قرار می گیرند که قدرت تحلیل از جامعه گرفته شده است و چون نتوانستیم چگونه فکر کردن را به نهاد جامعه آموزش دهیم، حال نمی توانیم این آگاهی را به بدنه جامعه تزریق کنیم در حالی که اگر این موارد ( که نشر آن شامل قانون طلایی سانسور نمی شود)توسط ما گفته نشود این خلا به وجود آمده، توسط رسانه ها و دستگاه های تبلیغاتی دشمن و مخالفان و افراد منحرف پر می شود و آنطور که آنها می خواهند آن قسمت از حافظه افکار عمومی ساخته خواهد شد.

 سانسور در کشورهای مختلف گاهی حالت منع می گیرد، گاهی مانع تراشی و گاهی هم تحریف؛ اما فصل مشترک در بین نظام های ارتباطی و رسانه ای کشورهای مختلف، این است که سانسور در آنها وجود دارد. در واقع تا به حال نشده کشوری هر چند دموکراتیک، آزادی را در همه جوانب آن تاب بیاورد اما باید دید حال که سانسور فصل مشترک است چه حوزه هایی در اینباره وارد افراط و تفریط می شود و جای اعتدال  کجاست؟

این نوع سانسور نه تنها در جامعه رسانه ای ما و نظام اداره دولتی آن تقبیح نمی شود بلکه مورد تحکیم و تشویق نیز واقع می شود که خود آسیب هایی را در پی خواهد داشت که در آینده باید نظاره گر آن باشیم. در بسیاری از رسانه ها تنها محتوای قابل نشر به دلایلی که بیان شد، سانسور  می شوند در حالی که این محتوا یا نباید سانسور میشد و یا با کمی فکر و برنامه ریزی مبتنی بر تخصص می توانست با در نظر گرفتن چگونگی بیان، تنظیم و انتشار آن روی خروجی رسانه قرار گیرد.

آخر کلام

آزادی بیان اسلامی نظامی مترقی در عرصه ارتباطاتی جهان است و بازدهی مطلوب و مناسب با کرامت وشان تمامی انسان ها دارد فقط باید این امر را با سلیقه گرایی، بی برنامه گی، غیر تخصص گرایی و دفاع از منافع شخصی دچار آسیب نکرد، تا باز دهی خود را بالقوه و بالفعل از دست ندهد. سانسور که نوعی پارازیت و مانع در مسیر آگاهی است اگر بر طبق موارد بالا اعمال شود، مخل آزادی بیان اسلامی خواهد بود و آن را در نظر عموم منفی جلوه می دهد و آسیب های سیاسی و فرهنگی مخصوص به خود را خواهد داشت از جمله اینکه راه را برای نفوذ تفکرات مغایر و خوش ظاهر شده! در بین مردم باز خواهد کرد و.....

باید نظام سانسور مثبت بر طبق قاعده و برنامه ریزی و به دور از آسیب ها در جهت متعالی ساختن فرهنگ کشور و مبتنی بر جریان سازی چگونه فکر کردن در بدنه افکار عمومی و جامعه جریان یابد و در این راه بر خط اعتدال به پیش رفت. و نه زیاد و بی قاعده سانسور کرد و یا اصلا محلی از اعراب برای آن قائل نشد.




تاریخ: 13 / 9 / 1392برچسب:سانسور,
ارسال توسط پایبند




تاریخ: 12 / 9 / 1392برچسب:,
ارسال توسط پایبند

حتما لازم نیست قصه از دست های بیرونی! شروع شود گاهی سرنخ ماجرا به خود ما بر می گردد. چند وقتی است که کلیپ های ادا در آوردن- بخوانید تمسخر- علی دایی توسط  سامان گوران در مجالس مختلف بر روی فضای مجازی قرار گرفته است. او در مجالس مختلف برای سرگرمی افراد ادای چهره های مختلفی را در می آورد و مایه خنده و سرگرمی افراد حاضر  را فراهم  می کند. اما این جریان تقصیر گوران هم نیست!


دایی

روند تمسخر در جامعه ما بیش از آنکه متاثر از رابطه افراد با یکدیگر باشد ناشی از الگو سازی رسانه ای ما می باشد. در واقع این سریال های تلویزیونی و محتوای لطیفه های ما هستند که در حال حاضر روند این آسیب رفتاری و فرهنگی را در جامعه رشد و نمو می دهند.

پیامک ها، شبکه های اجتماعی و سینما و تلویزیون  به خصوص در ژانر طنز رسانه هایی هستند که در آن موج نشر تمسخر را در جامعه شاهد هستیم. از همه بیشتر هم  ژانر طنز در سینما و تلویزیون بدین امر مبادرت دارد. در واقع برای سرگرم سازی و خنداندن مردم و جذب مخاطب به رفتارهای آسیب زا و غیر اخلاقی روی می آورند، غافل از اینکه این ماجرا با خنداندن مردم ختم نمی شود بلکه این رفتار ها به نوعی در تماشاگر فرهنگ سازی و نهادینه خواهد شد.

این روند را در مجموعه های تلویزیونی طنز زیادی، می توان مشاهده نمود از جمله طنزهای پاور چین، شب های برره، نقطه چین و... تا آخرین نمودهای آن در اجاره نشین ها و البته خنده بازار که مشتری خاص خود را دارد و موجب سرور و مباهات مسئولین صدا و سیما می باشد.

این سامان گوران نیست که علی دایی رامسخره می کند بلکه صدا و سیما است و این تنها برای علی دایی نیست بلکه می توان در ارتباطات رسانه ای و میان فردی هر تمسخری را که مشاهده می کنیم، شاید در پس پرده آن رد پایی از فرهنگ سازی صداو سیما را دید. فرهنگی که سال هاست شوخی را به بهانه خنده و نقد!  تا سر حد تمسخر رواج می دهد

این مجموعه برای اولین بار در ایام نوروز 1390 پخش می شد و کار تا سری ششم آن نیز ادامه داشته است. از عواملی که در محبوب شدن این طنز بیش از سایر عوامل نقش داشته است، آیتم هایی است که بازیگران آن با مهارت خوبی توانستند به تقلید قوی از رفتار و گریم چهره های معروف چون خوانندگان، بازیگران و چهره های ورزشی بپردازند. آیتم هایی چون نود درصد، هشت، شیتیله و پارک علت.

خنده بازار-علی دایی

سکانس هایی پر طرفدار که با واکنش های مختلفی رو برو بود افرادی چون علی دایی از این رویکرد انتقاد داشته و آن را تمسخر محسوب می کردند و اما عده ای نیز آن را شاد کردن مردم و انتقاد می پنداشتند. رضا صادقی از جمله کسانی بود که این حرکت را نه شوخی بلکه تمسخر محسوب کرد و در اعتراض به آن، اینگونه بیان داشت : "متاسفانه مشتی ملیجک‌های دربار قدیم و دلقک‌های سیرک این روزها پایشان به صداو سیما باز شده و با به سخره گرفتن شخصیت‌های گوناگون در تلاش‌اند که مخاطبان بیش‌تری را برای خود دست و پا کنند و ازاین طریق بین مردم بیش‌تر شناخته شوند برخی طنزها را باید لودگی نام گذاشت و معلوم نیست با کدام هدف مدیران صدا وسیما اجازه انتشار آنها را از تریبونی به این وسعت و سادگی می‌دهند. متأسفم برای کسانی که تصمیم گیرنده‌ها وسازندگان این قبیل برنامه‌ها هستند" با این همه  تولید کنندگان نیز این رویکرد را شوخی با افراد عنوان می کنند و تنها به جایگزینی افرادی که به تمسخرشدنشان اعتراض داشتند، اقدام کردند.

اما باید دید واقعا آیا رویکرد اصلی این برنامه در آیتم های اینچنینی، شوخی است یا تمسخر؟ آنچه به نظر می آید فراتر از یک شوخی ساده است بلکه همانطور که برخی از واکنش ها به اعتراض از تمسخر بلند شده است این رویکرد فراتر از آن است و اگر شوخی باشد با تمسخر با افراد شوخی کرده ایم!  آیا  نود درصد صرف شوخی با افراد است و یا آیتم شیتیله!

حتی اگر شوخی صرف باشد،  باید در نوع و میزان آن دقت بیشتری کرد چون این برنامه که از همه قشری مخاطب دارد باعث می شود هنجار سازی های جدید که ممکن است خود نابهنجار باشند، شکل بگیرد، مانند این دست شوخی ها که تمسخر نامیدنشان درخور تر است.در واقع در نگاه کلی به سختی می توان تمسخر را از آن جدا کرد.

سامان گوران

اما از فرم کار که بگذریم، نه تنها با این نوع برنامه ها تمسخر نهادینه می شود، بلکه قبح آن نیز ریخته می شود. بعد از رفتن گوران از خنده بازار، برنامه های او در مجالس دیگر اجرا شد و این لطف بزرگ خنده بازار است با اینکه برنامه های او تندتر از صفحه سیما، بوی تمسخر دارد اما نه تنها به کسی بر نمی خورد بلکه برای همه عادی شده است و مایه خنده.                                   

علی دایی در واکنش به تمسخر خود اینگونه گفته بود که: "آیا صداوسیما جرات دارد مسئولان سیاسی کشور را هم مسخره کند؟ اگر این سازمان در پشت بندش نام اسلامی نبود، حرفی نمی‌زدم. اگر خوشحالی مردم باشد، بازهم حرفی ندارم. این آقایان نام اسلامی را روی سازمان خود گذاشته‌اند، اما اخلاق اسلامی را خدشه دار کرده‌اند. کجای اسلام به مسخره کردن مردم را توصیه کرده است؟"

گفته دایی از این دریچه قابل توجه است که صدا و سیما باید مروج اخلاقیات اسلامی در جامعه باشد اما آیا چنین بوده است؟ در همین مورد با انتقاد افرادی چون علی دایی از خنده بازار، رویکرد این برنامه عوض نشد بلکه فقط شخصیت ها جابجا شدند اما اصل عمل همچنان ماند. کسانی دیگر مانند گوشه ای از صحبت های دایی این کار را به دلیل شاد کردن مردم قابل تحمل دانستند که حتی این مورد هم نباید باشد چون تحمل شاد کردن امروز مردم با این شیوه،  آسیب بدنه فرهنگی فردا را می طلبد و تحمیل هزینه و کار فرهنگی بر آینده برای جبران ایرادی که امروز می توان جلوی آن را گرفت.

طنز اگرآنطور که باید با برنامه ریزی و دقت کار نشود و از حد اعتدال خارج شود،  ذائقه سوزی می کند در حالی که پتانسیل خوبی است برای پیام رسانی و ترویج ارزش ها به صورت غیر مستقیم و فرهنگ سازی

اکنون اگر علی دایی هنوز مسخره می شود یا روحیه تمسخر جاری است چون خنده بازار هنوز اعتدال را رعایت نکرده و ادامه دارد چون سامان گوران چهره شد و کارش متوقف نشد بلکه بازیگری جدید در ایتم نود درصد همین روند را ادامه داد.

رویکرد انتقاد از نهاد ها، آسیب های بروکراسی و فرهنگ و سنت های اشتباه اجتماعی در این برنامه در خور توجه بود و گامی مثبت اما رویکرد انتفاد از افراد باید مورد آسیب شناسی واقع شود مرز بین تمسخر و شوخی بسیار باریک است که در این برنامه خلط می شود و پیامدهایی را دارد که لزوم بازنگری را موجب می شود.

خنده بازار

در واقع این سامان گوران نیست که علی دایی رامسخره می کند بلکه صدا و سیما است و این تنها برای علی دایی نیست بلکه می توان در ارتباطات رسانه ای و میان فردی هر تمسخری را که مشاده می کنیم، شاید در پس پرده آن رد پایی از فرهنگ سازی صداو سیما را دید. فرهنگی که سال هاست شوخی را به بهانه خنده و نقد!  تا سر حد تمسخر رواج می دهد.

این برنامه آنجا رویکرد تمسخر خود را ثابت می کند که کار به شوخی! با شبکه های چون بی بی سی فارسی و من و تو می کشد. آیا برای مقابله با دشمن، تمسخر راه حل درست و راه گشا می باشد. این راه حل- تمسخر- نه راهی برای مقابله بلکه در نگاه از بالا کمکی است به همان فرهنگ غیر اسلامی که این شبکه ها در پی ترویج آن هستند و به نوعی تکمیل پازل آنهاست هر چند از روی جهل.  و بد به حال آبنده این رقایت و کار فرهنگی که با تمسخر و... با علاج موقت، درمان سطحی می کند.

طنز اگرآنطور که باید با برنامه ریزی و دقت کار نشود و از حد اعتدال خارج شود،  ذائقه سوزی می کند در حالی که پتانسیل خوبی است برای پیام رسانی و ترویج ارزش ها به صورت غیر مستقیم و فرهنگ سازی. یقینا بعد ایام عزای حضرت ابا عبدالله ، در جشن  و مناسبت های بعد این برنامه پرطرفدار ادامه پیدا خواهد کرد و  باید از الان که فرصت فراهم هست به دنبال راه علاج و چاره ای برای این مورد بود.

 




ارسال توسط پایبند

گزارش های جدید، صدا و سیما را با چشم خاصی دیده اند از آرایش و پوشش زنان تا روابط های خاص! اما  پشت پرده این گزارش چیست؟


صدا و سیما

اخیرا شورای نظارت بر سیما گزارشی از تخلفات سیما را منتشر کرد البته این گزارش ها که شجاعی کیاسری آن را برگرفته از گزارش های مردمی می خواند به نقل برخی سایت ها از روی پایگاه اطلاع رسانی شورای نظارت برداشته شده اما اکنون برخی از گزارش ها چون تأكید بر ضعف فیلمنامه سریال های سیما ، كیفیت نامناسب برنامه های كودك شبكه های سیما از نظر محتوایی، پرداخت نامناسب سریال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیما به مقولات سبك زندگی که همه مربوط به شش ماهه نخست سال 91 می باشد قابل مشاهده است.



ادامه مطلب...
ارسال توسط پایبند

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 52
بازدید دیروز : 1146
بازدید هفته : 1617
بازدید ماه : 6512
بازدید کل : 2231241
تعداد مطالب : 811
تعداد نظرات : 379
تعداد آنلاین : 2

Free counters! .............