گوناگون20
اجتماعی ، فرهنگی و ...

*اختصاصی*

Soure تصویر: یوتیوب

یک مرد استرالیایی 50 سال است که در یک صخره زندگی می کند ، و طی این مدت زندگی یکصد و شصت نفر را نجات داده است .

این شخص به طور اتفاقی متوجه شده است که این صخره به محلی تبدیل شده است برای خودکشی که از همه جای استرالیا برای خودکشی به آن جا می آیند . او در طی 50 سال زندگی که در کنار این صخره ها داشته توانسته 160 نفر را از تصمیم پایان دادن بر زندگی خویشتن منصرف کند . روش او در این کار صحبت کردن با این افراد و دعوت آن ها به صرف چای بوده است . او که 84 سال دارد می گوید به این کارش ادامه خواهد داد تا زمانی که از دنیا برود.

نجات جان یکصد و شصت نفر ... چقدر ارزشنمند است ؟؟ یکصد و شصت زندگی مجدد ...ما چه می کنیم ؟ ؟

 




ارسال توسط پایبند

چگونه به جنگ مشکلات برویم؟

با مشکلاتی که ممکنه برامون پیش بیاد چطوری باید برخورد کنیم ؟ به نظرم یک نوشته خوب در این خصوص هستش و ماهرانه نوشته شده . امیدوارم استفاده لازم رو ببرید .

 

آیا تا به حال با مشكل مواجه شده اید؟ این مشكل تا چه اندازه روند زندگی شما را تحت تأثیر قرار داده است؟ تا چه حد در مقابل آن احساس توانمندی برای مقابله و یا احساس عجز كرده اید؟ آیا مشكل خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اید تا زیربنای آن را بیا بید؟ به نظر شما مشكلتان تا چه اندازه واقعی بوده و چه میزان به نحوه نگرش شما نسبت به آن مربوط بوده است؟
در پاسخ به این سؤالات و سؤالاتی از این قبیل باید عنوان كرد هر فردی حتماً در برهه ای از زندگی خود دچار ناراحتی شده و تفاوت فقط در تعداد یا میزان مواجهه با مشكلات بوده است.
با این حال بحث بر سر این است كه آیا همه افراد در مقابل موقعیت ها ی مشابه واكنش هایی یكسان نشان می دهند یا نه هر كدام به گونه ای متفاوت از دیگری پاسخ می دهند و دیگر این كه اگر واكنش ها به گونه های متفاوت است نتیجه چیست؟ اینك برای مقابله با مشكلات به نكاتی به شرح زیر اشاره می شود.


●احساسات شما متأثر از افكار شماست؟


ما به این دلیل پیش از صحبت در برابر جمع مضطرب می شویم كه این گونه حرف ها را به خودمان می گوییم. مثلاً به خودمان می گوییم: الف) ممكن است اشتباه كنم و آبرویم جلوی دیگران برود و یا ب ) اگر اشتباه كنم و آبرویم جلوی دیگران برود خیلی بد خواهد شد.
احساس اضطراب ما نیز دقیقاً به خاطر گفتن همین حرف های فاجعه آمیز است. اما اگر به جای جمله (ب) فقط جمله (الف) را به خودمان بگوییم یا جمله دیگری مثل (ج) را به خودمان بگوییم كه اگر اشتباه كنم و آبرویم برود درست است كه ناجور شده اما لزومی ندارد تصور كنم كه خیلی بد شده است، عملاً هرگز مضطرب نخواهیم شد.


●احساس خوب از طریق تفكر صحیح


عملكرد ما به طور همزمان دارای جنبه های مختلفی است ما به طور همزمان ادراك، حركت و تفكر می كنیم و تهییج می شویم. این چهار شیوه اصلی ارتباط ما با دنیا از هم مجزا نیستند و با شروع یكدیگر قطع نمی شوند. آنها با هم همپوشی دارند و هر یك جنبه های مختلفی از زندگی ما را در برمی گیرند. بنابراین تفكر علاوه بر تغییرات زیستی- الكتریكی مغز و یادآوری، یادگیری و حل مسأله، شامل رفتارهای حسی، حركتی و هیجانی هم می شود.
نحوه خلق احساسات و هیجانات
كلمه هیجان به معانی زیر استفاده می شود:
۱) حالت عاطفی درونی كه به واسطه تفسیر ابراز می شود.
۲) كل تغییرات فیزیولوژیك و درونی ما كه به طور آرمانی تعادل ارگانیسم و محیط آن را مجدداً برقرار می كنند.
۳) رفتارهای آشكاری كه محیط محرك آنهاست و تلویحاً به معنای تعامل مستمر با محیط تغییرات فیزیولوژیك و نیز تهییج روانشناختی است.
یك هیجان متشكل از آشفتگی حادی است كه ارتباط نزدیكی با تغییرات آشكار بدنی دارد و كمابیش آن را به شكل احساس تشویش تجربه می كنیم. مابقی ماجرا استنباط ما از وقایع است. بنابراین، هم احساس و هم رفتاری كه از طریق آن ابراز احساس می كنیم و نیز پاسخ های فیزیولوژیك ما به آن وضعیت محرك مجموعه ای پویا و به هم مرتبط را تشكیل می دهند كه تشكیل دهنده هیجان هستند. پس یك هیجان به طور همزمان پدیده ای فیزیولوژیك روانشناختی و اجتماعی است، زیرا اعضای دنیای متمدن ما نیز معمولاً محرك هایی هیجان زا محسوب می شوند.


●به جنگ آشفتگی های هیجانی بروید


افرادی كه رفتارهای روان رنجورانه دارند ظرفیت های بالقوه ای دارند اما نمی دانند رفتارهایشان چطور به آنها لطمه می زند. گاهی هم می دانند اما به دلایلی غیرعادلانه از رفتارهای مخرب خویش دست نمی كشند. از آنجا كه ما معتقدیم این افراد ظرفیت های بالقوه ای دارند و فطرتاً كم هوش نیستند؛ بر این باوریم كه دلیل مشكلات هیجانی آنان ناآگاهی از نحوه تفكر صحیح تر و انجام رفتارهای كمتر مخرب است، گاهی هم از این موضوع با خبرند اما تلاشی در این مورد نمی كنند.


●غم و یأس را از خود دور كنید


هر كسی كه می گوید با پیروی از فلان قاعده می توان همیشه شاد بود، حرف منطقی نزده است. اما می توان این هنر را كه هرگز احساس غم و یأس نكنیم یاد گرفت. البته پیش بینی این كه چه چیزی ما را شدیداً ارضا می كند فقط از طریق بررسی تجارب عملی مان و آزمون آن امكانپذیر است.
احساس بدبختی از دو بخش نسبتاً مجزا تشكیل شده است ۱) تمایل به برخی اهداف و احساس ناامیدی بر اثر تحقق نیافتن آنها ۲) پافشاری برای دستیابی به اهداف و احساس تلخكامی بر اثر تحقق نیافتن این خواسته ها.
خطاكاری یكی از جنبه های ذاتی انسانیت است. این حقیقت كه انسانها خیلی زود اسیر رفتارهای كودكانه می شوند به این معنا نیست كه باید چنین رفتارهایی داشته باشند آنها می توانند خود را افرادی پخته و متفكر جلوه دهند. در چنین حالتی به ندرت به طور كامل شاد یا متأسف و ناامید خواهند شد. پس انسانها می توانند با كار و تلاش زیاد، خود را طوری تربیت كنند كه هرگز دچار افسردگی یا احساس بدبختی طولانی نشوند. آیا چیزی بیش از این می توان خواست؟


●نیاز به تأیید


برخی از باورهای سخت، غیرعاقلانه و غیرمنطقی ما باعث می شود تا نتوانیم زندگی بدون اضطراب و خصومتی داشته باشیم. یكی از این باورها كه ما آن را باور غیرعاقلانه شماره ۱ می نامیم این است كه: «ما باید تأیید و محبت دیگران را جلب كنیم.»
از آنجا كه انسان قادر است بی آن كه بمیرد یا شدیداً ناراحت شود، در انزوا زندگی كند، شاهد هستیم كه برخی از انسانها نیازی به پذیرش دیگران ندارند اما اكثر آنها با وجود آن كه وانمود می كنند نیازی به تأیید ندارند، سخت نیازمند تأیید دیگران هستند. ما با وجود این دوست داریم آرزوهایمان برآورده شوند، عملاً نیازی به آنها نداریم. یك انسان حتی اگر یك نقص ذهنی داشته باشد و هرگز هیچ كاری را به خوبی انجام ندهد فقط ارزش بیرونی ندارد یعنی ممكن است برای دیگران دوست یا كارمند خوبی نباشد اما مثل هر فرد كارآمدی از ارزش درونی زیادی برخوردار است.


●ترس افراطی از شكست


نیاز شدید به عشق به اندازه كافی شما را غمگین خواهد كرد. اما طرز فكر دیگر یعنی باور غیرعاقلانه شماره ۲ این است كه: «همیشه باید ثابت كنم كه آدم با كفایت، شایسته و موفقی هستم» اگر چه موفقیت منافع زیادی برای انسان دارد، اما باید دانست كه پرستش متعصبانه الهه موفقیت هم ناراحتی هایی را به همراه خواهد داشت. اگر معتقد باشید كه باید در تمامی زمینه ها آدم با كفایت و لایقی باشید چاره ای ندارید جز آن كه خودتان را یك انسان بدانید و یا یك آدم حقیر.
دلایل زیادی برای بالا رفتن از رفیع ترین كوهها وجود دارد. مثلاً لذت بردن از كوهنوردی، دست و پنجه نرم كردن با مشكلات كوهنوردی، یا دیدن خودمان بر فراز قله ها. اما برای كوهنوردی دلایل بدی هم می توان آورد: مثل نگاه كردن به مردمانی كه در زیر پای ما قرار دارند.


●دست كشیدن از سرزنش خود


باور غیرمنطقی شماره ۳: «اعتقاد به سرزنش و تنبیه گناهان باعث می شود تا مردم احساس كنند بی ارزش اند.» مردم به خطاكاری فكر كنند. اما مردم هر قدر هم كه اعمال شیطانی داشته باشند، شیطان صفت نیستند. وقتی متوجه شدید عصبانی هستید، اگر از اعمال و رفتار دیگران آزرده و ناراحت هستید، احساساتتان مناسب است و اشكالی ندارد، یعنی ترجیح می دهید آنها رفتارشان را تغییر دهند و وقتی چنین رفتاری نمی كنند احساس ناكامی و ناامیدی می كنید. بدون تفكر هیچ عملی را نادرست یا غیراخلاقی ندانید، بلكه سعی كنید آن عمل را مورد بررسی قرار دهید.


●چگونه افسرده نشویم


طرز فكر غیرعاقلانه ۴: «اگر چه وقتی به خواسته های خود نمی رسید احساس تأسف، نارضایتی یا ناخشنودی می كنید اما لزومی ندارد كه این مسأله را فاجعه آمیز یا وحشتناك بدانید.» روش منحرف كردن حواس یك مسكن موقتی به حساب می آید و راه حل قطعی نیست البته این روش وقتی برای كاهش مشكلات روانشناختی به كار می رود اثرات جانبی نامطلوبی هم دارد. گاهی به جای حمله به افكار غیرعاقلانه اصلی، آنها را تشدید می كنیم. به طور كلی نمی توان راه آسان و پخته ای برای واكنش به ناكامی توصیه كرد. دشوارترین راه، پیروی از فلسفه هایی است كه مروج ترك دنیا هستند. درمان های تخلیه ای هم بی ارزش نیستند و گاهی سودمند هستند، اما دلیل سودمندی آنها این است كه در این درمان ها شاهد روش های قوی شناختی، ابراز وجود، مبارزه با شرم و جنبه های فلسفی دیگری هستیم كه از چشم پیروانش و دور مانده است. پس ابراز و بیان احساسات یكی از بخش های مهم درمان است اما اگر برداشت های پخته نیز چاشنی كار شود، آنگاه می توانیم برخی از این احساسات را تغییر دهیم.●كنترل سرنوشت خود
مردم اكثراً وقت و انرژی زیادی صرف انجام كاری غیرممكن یعنی تغییر دادن اعمال دیگران و كنترل آن می كنند و به اشتباه تصور می كنند كه قادر به انجام عملی قابل اجرا یعنی تغییر دادن افكار یا اعمال خودشان نیستند. آنها سخت پایبند طرز فكر غیرعاقلانه شماره ۵ هستند و به ندرت با آن مبارزه می كنند. این طرز فكر به شرح زیر است:
«احساس بدبختی من ناشی از فشارهای بیرونی است و من كنترل كمی بر روی احساساتم دارم. مردم می توانند حرف هایی را كه به خودشان می زنند تغییر دهند و از این طریق بهتر فكر كنند یا به خودشان فكر كنند.»


●غلبه بر اضطراب


تفكر غیرعاقلانه شماره ۶: «این كه فرد به مسائل خطرناك بیش از اندازه فكر می كند و نگران است» اگر با وجود تلاش برای مبارزه با این اضطراب و كسب موفقیت دوباره مضطرب شدید تعجب نكنید. انسانها از هر آنچه قبلاً برای آنها ترسناك بوده است، باز هم می ترسند هر چند دیگر برایشان ترسناك نباشند. حتی وقتی با رفتن به جاهای بلند بر ترس خود از بلندی غلبه می كنید باز هم ممكن است گاهی از بلندی و سقوط از آن بترسید. در این مواقع ترس خود را بپذیرید و بار دیگر با آن مبارزه كنید غالباً با این كار ترس شما زود برطرف خواهد شد. در این رابطه یادتان باشد كه فناپذیرید و ذاتاً محدودیت هایی دارید. همچنین یادتان باشد كه نمی توانید به طور كامل بر ترس ها و اضطراب ها غلبه كنید و زندگی یعنی جنگ دائمی با نگرانی های نامعقول. اگر در این جنگ هوشمندانه و بدون غفلت عمل كنید، تقریباً از نگرانی های غیرضروری خود خلاص خواهید شد.
●خویشتندار شدن
باور غیرعاقلانه شماره ۷: «آسانترین راه آن است كه از روبه رو شدن با مشكلات زندگی اجتناب كنیم و از زیر بار مسئولیت ها شانه خالی كنیم و سعی نكنیم دنبال خویشتنداری باشیم.»
اگر قرار است كه فرار از مشكلات و مسئولیت ها باعث شود به پاداش كمتری برسیم و اعتماد به نفس ما را كاهش دهد پس عاقلانه تر این است كه راههای دشوارتر را انتخاب كنیم.
این به آن معنا نیست كه كارها و مسئولیت های غیرضروری را به گردن بگیریم بلكه ما می توانیم فعالیت های واقعاً لذت بخش را در نظر بگیریم و بدون هرگونه خصومتی با كمال میل آنها را انجام دهیم.
همین كه خویشتنداری را آغاز كردیم خواهیم دید كه كارها برایمان آسانتر خواهند شد.


●بازنویسی تاریخچه شخصیتی


تصور غیرعاقلانه شماره ۸: «گذشته ما بسیار مهم است و هر چه كه در گذشته بر ما تأثیر زیادی گذاشته حالا نیز حتماً بر احساسات و رفتار كنونی ما تأثیر می گذارد.»
برای مبارزه با تأثیرات گذشته می توان از روش های زیر استفاده كرد.
- ما نمی توانیم یك دفعه آدم دیگری شویم اما می توانیم از همین امروز تغییر دادن خود را شروع كنیم. گذشته یك نقص بوده و نه یك مانع كامل.
- به خطاهای گذشته خود اعتراف كنیم و خودمان را به خاطر آنها سرزنش نكنیم.
- وقتی خود را اسیر گذشته هایی می بینید كه مزاحم اهداف فعلی شما هستند، می توانیم با زبان و عمل خود با آنها مبارزه كنیم. به طور كلی بهتر است برای آن كه تغییرات را پایدار كنیم، عمل را هم چاشنی آنها سازیم. خودمان را به خاطر مبارزه با گذشته ها تقویت كنیم و هر بار كه تحت تأثیر گذشته های خود قرار گرفتیم خود را به شكل خفیفی مجازات كنیم.
- تدریجاً تمرین كنیم، تا هنگام تجسم وضعیت های خطرناك به جای مضطرب شدن نگران شویم.
- یادمان باشد گذشته، گذشته است. كلیدهایی كه می توانند قفل صندوقچه شكست های گذشته را بگشایند و آنها را زمینه ای برای موفقیت های حال و آینده كنند عبارتند از: زمان و كار، تمرین و تمرین، تفكر، تصور و عمل.


●پذیرش واقعیت


بله واقعیت تلخ است اما با این حال نباید ناامید شویم. طرز فكر غیرعاقلانه شماره ۹: «مردم و اشیا باید اصلاح شوند و اگر نتوان برای حقایق تلخ زندگی راه حل های خوبی پیدا كرد خیلی خیلی بد و وحشتناك خواهد شد.» برای مبارزه با كمال گرایی و یاد گرفتن پذیرش واقعیت باید از چند قاعده كلی پیروی كرد. اگر می خواهیم به دیگران كمك كنیم تا عوض شوند باید آدمی پذیرا، مهربان و غیرانتقادی باشیم و سعی كنیم مسائل را از دریچه چشم آنها ببینیم حتی وقتی دیگران با ما رفتار زشتی دارند آنها را سرزنش نكنیم و درصدد تلافی كردن رفتارشان نباشیم. مدام با كمال گرایی بجنگیم. از آنجا كه هیچ راه حل كاملی برای مسائل و مشكلات وجود ندارد بهتر است به دنبال مصالحه و راه حل های معقول باشیم. وقتی راههای غیركمال گرایانه را انتخاب می كنیم هنوز هم فرصت داریم تا راههای دیگر را هم برگزینیم. چون بهترین راه حل امروز فردا ممكن است راه حل خوبی نباشد.


●غلبه بر تنبلی


طرز فكر غیرعاقلانه شماره ۱۰: «با تنبلی یا عدم تحرك یا با خوشگذرانی های منفعلانه غیرمتعهدانه می توان به شادی كامل دست یافت.»
عمل كردن به صورت خلاقانه و مشتاقانه به چند دلیل می تواند نقطه اتكای مهمی در زندگی انسانهای شاد به حساب آید. كارهایی كه برای یك زندگی كاملتر می شود انجام داد عبارتند از:
خود را غرق دیگران و اشیا خارج از خودمان كنیم. بدنبال اشخاص یا اشیایی بگردیم كه بتوانیم صادقانه مجذوب آنها شویم نه این كه برای ارتقای عزت نفس خود مجذوب آنها شویم. وقتی خودمان را وقف تلاش و فعالیت خاصی می كنیم سعی كنیم طرحی چالش انگیز و وسیع داشته باشیم. توقع نداشته باشیم زود مجذوب كاری شویم. در علائق خود تنوع ایجاد كنیم.


●زندگی عاقلانه در دنیای غیرعاقلانه


برخی از عقاید غیرعاقلانه ای كه می شود با آنها به شدت مبارزه كرد:
۱ - دیگران باید كارهای مرا دوست بدارند و مرا بپذیرند.
۲ - همیشه باید عملكرد خوب و موفقیت آمیزی داشته باشم.
۳ - بعضی از انسانها بد، پست و شریرند و به خاطر گناهانشان لایق سرزنش و تنبیه اند.
۴ - اگر كارها درست پیش نروند، وحشتناك، هولناك و خیلی بد خواهد شد.
۵ - منشأ بدبختی های انسان در بیرون از اوست و ما كنترلی بر افسردگی ها و تأثراتمان نداریم.
۶ - باید به مسائل خطرناك و ترسناك خیلی فكر كرد و نگران آنها بود.
۷ - فرار از مشكلات و مسئولیت های زندگی.
۸ - گذشته بسیار مهم است چون حادثه ای در گذشته تأثیر زیادی روی زندگی ما گذاشته است.
۹ - مردم باید روش خود را تغییر دهند و وقتی نمی توانیم راه حلی برای واقعیت های دردناك پیدا كنیم زندگی خیلی بد و وحشتناكی خواهیم داشت.
۱۰ - با تنبلی و عدم تحرك یا خوشگذرانی های منفعلانه و غیرمتعهدانه می توان به شادی كامل رسید.

 

منبع : روزنامه همشهری




ارسال توسط پایبند

ادیسون در سنین پیری پس از اختراع چراغ برق یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال
در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد. این آزمایشگاه بزرگترین عشق پیرمرد بود.


هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی
بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط جلو گیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است.

آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن پیرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب دید که پیر مرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند. پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر میبرد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی! می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟ حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت. نظر تو چیه پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟ چطور می توانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟

پدر گفت : پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره
ایست که دیگر تکرار نخواهد شد!

در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نو سازی آن فردا فکر میکنیم. الان موقع این کار نیست. به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت.

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان
نمود.

آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع نمود




ارسال توسط پایبند
 
مدیر وبلاگ : این مطلب را از دست ندهید. معنای انسانیت ، بوی خوش معرفت واقعی و نوع دوستی را میتوان از این مطلب بویید.
امیدوارم و مطمئنم که مورد پسند شما قرار بگیر./همین
 
در بطن موج‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی به راه می‌افتد، گاهی اتفاقاتی وجود دارد که به شدت قدرت اثر گذاری دارند؛ چه در فاز مثبت و سازنده و چه در فاز منفی و مخرب. فارغ از اینکه غالبا کدام نوع قوت بیشتری می‌گیرد و پیرامون چه نوع اتفاقاتی رقم می‌خورد، این گونه به نظر می‌رسد که در بسیاری شان مفهوم کنایی "مرغ همسایه غاز است" را می‌توان دید وگرنه حتما ماجرای معلم مریوانی اکنون مشهور ترین حکایت روزمان می‌بود.

  زمانی که بنگاه خیریه برآورده کردن آرزو در سانفرانسیسکوی آمریکا برای معطوف کردن توجه مردم به یک موضوع، مایلز اسکات ٥ ساله، بیمار خردسالی که توانسته بود بر سرطان خون پیروز شود را با لباس بت من به سطح شهر برد تا بتواند به کمک صدها نفری که همراهیش می‌کردند، در حضور ناظران پرشمار و دوربین‌های خبری، شهر را از اشرار پاک کند و به آرزویش برسد، شاید ما هم پیش خودمان این ا
قدام را ستودیم و گفتیم کاش بنگاهی مشابه در کشورمان می‌بود که بتواند کار مشابهی انجام دهد.


ادامه مطلب...
ارسال توسط پایبند

اختصاصی گوناگون 20 - کپی تنها با ذکر منبع

آیا هنوز امکان دارد بتوان موفق شوم؟

شاید یکی از سوالاتی که ممکن است برای خیلی از کنکوری ها پیش بیاید این سوال است که من تا به حال هیچ کدام از منابع را نخوانده ام و مطالعه نکرده ام.

 

ایا ممکن است که بتوانم رتبه ی خوبی کسب کنم. اگر که می خواهید پاسخ این سوال را بدانید با دقت به جوابی که من میدهم توجه کنید.

 

یک :

 

اول از همه باید واقع نگر باشید چون در مقایسه با افرادی که از ابتدا شروع به مطالعه ی دروس کرده اند عقب هستید . این به شما و اراده ی شما بستگی دارد که در این فرصت باقی مانده چه مقدار تلاش و کوشش داشته باشید. اگر که می بینید از خیلی از هم کلاسی هایتان عقب هستید نا امید نشوید.

 

 در اینجا برای روشن شدن قضیه دو مثال برای شما عنوان میکنم :

 

افرادی هستند که در همین دوره کنکور ماه ها عقب افتاده اند اما در ادامه راه با اراده ای که خرج کرده اند رتبه هایی را کسب کرده اند که تعجب همگان را برانگیخته است.حتی گاها رتبه های زیر 100 یا همان دورقمی.

 

افرادی نیز بوده اند که با دیدن این نکته که تا به حال درس نخوانده اند  نا امید شده و بقیه زمان های خود هدر داده اند. یا به امید اینکه از هفته بعد و روز بعد شروع به خواندن میکنند خود را فریب داده اند و زمانی از خواب بیدار شده اند که کار از کار گذشته و یکی دو هفته تا کنکور مانده است.

 

دوم :

 

من به شما میگویم  اگر که با این وضعیت رو به رو هستید باید چندین کار را انجام دهید :

 

1.گذشته را فراموش کنید و سرزنش خودتان را متوقف.چون این کار هیچ سودی برای شما ندارد ، بدانید که همه ممکن است اشتباه کنند.

 

2.تصمیمی محکم و راسخ بگیرید و هدف خود را واقع نگرانه انتخاب کنید و ببینید که می خواهید در کدام دانشگاه و رشته تحصیل کنید.

 

3.پس از انتخاب هدف با عزم و اراده ای قوی به سوی هدفتان پیش روید.نگذارید هیچ مانعی شما را از رسیدن به هدفتان بازدارد.

 

4.به یاد داشته باشید شما چون که دیرتر از دیگران شروع کردید باید بیشتر از انان تلاش کنید.

 

5.باور داشته باشید به خودتان و هدفتان. با احساسی خوب درس بخوانید البته با برنامه ریزی دقیق و منظم.

 

به یاد داشته باشید که اینده همان چیزی است که شما ان را برای خود خواهید ساخت نه دیگران برای شما پس باید خودتان تلاش کنید

 

 




ارسال توسط پایبند

پرسش

در حال مطالعه برای کنکور هستم چگونه روحیه ام را افزایش بدهم و زود از درس خواندن دلزده نشوم؟

پاسخ

اولین عامل محرک برای شروع تحصیلات دانشگاهی داشتن انگیزه و رغبت برای یادگیری بیشتر است. برخلاف تحصیلات ابتدائی در دوران مدرسه که حالتی همگانی دارد، تحصیلات آکادمیک تنها به افرادی توصیه می شود که تمایل دارند در زمینه ای خاص که در آن دارای استعداد و علاقه هستند، تحصیل کنند.
مشاهده کامل پاسخ در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط پایبند

از آنجایی که به عنوان یک دانشجو کارهای زیادی دارید و از نظر زمان در مضیقه هستید ، لازم است که برای فعالیتهای خود یک برنامه ی کار داشته باشید. این نوع برنامه کمک می‌کند تا از پیش کارها را منظم کنید و به موقع هر کاری را انجام دهید و از نگرانی های بی موقع شما کاسته شود .
بر اساس کارهای مربوط به هر موضوع درسی وقت کار و تفریح خود را مشخص کنید. برای هر موضوع به خصوص حداقل از یک هفته قبل به مطالعه بپردازید.
در این مورد پیشنهادهای زیر را مورد عمل قرار دهید:
1. برنامه مطالعه خود را با دیدی واقع بینانه طرح ریزی کنید .
مقدار زیادی کار برای یک مدت محدود درنظر نگیرید .
2. کارهای فوق العاده را هم منظور بکنید .
گاهی کارهای غیر منتظره و عوامل دیگری پیش می‌آیند که ممکن است برنامه کار شما را به هم بزند ،برای این کارها وقت لازم را پیش بینی کنید . این نشان می‌دهد که برنامه ی شما انعطاف دارد . اگر هم بر طبق برنامه پیش رفتید و وقت کم نیاوردید ، به عنوان پاداش دادن به خود ، به یک تفریح (فعالیت مورد علاقه و لذت بخش ) بپردازید.
3. وقت خود راتقسیم کنید .
برای مطالبی که یادگیری آنها زیاد به حافظه متکی است وقت مطالعه را تقسیم کنید ( مثلا شبی یک ساعت در 5شب بهتر از 5 ساعت در یک شب است ) .
4. از بهترین ساعت های خود استفاده کنید .
کارهای سنگین را برای ساعتهایی که بهتر میتوانید کار کنید اختصاص دهید . و ساعتهای غیر –تولیدی خود را برای کارهای آسان بگذارید.
5. در صورت امکان مطالب مشابه را با هم نخوانید .
خواندن مطالب مشابه با یکد یگر اشتباه می‌شوند ودر کار شما مزاحمت ایجاد می‌کنند.
تخمین زدن زمان یکی از عوامل موثر در تدارک دیدن یک برنامه ی موثر است . اگر چه تخمین زدن زمانی که یک مطلب خواندنی وقت می‌گیرید در ابتدا مشکل به نظر می‌رسد ، بعد از قدری تمرین ، خواهید دید که آنقدرها هم کار مشکلی نیست. برای این منظور به طور واقع بینانه زمان را تخمین بزنید و سعی کنید از آن پافراتر ننهید. اگر مدتی تخمین زدن را تمرین کنید به زودی قادر خواهید شد تا این کار را به دقت و صحت انجام دهید.
6.زمان مطالعه ی خود را برحسب ساعت ،تقسیم بندی کنید .
برای غالب دانشجویان ، این تقسیم بندی ساعتی یک تقسیم بندی مناسب است . بعد از یک ساعت ، مطالعه ، کارایی کاهش می‌یابد . در طول مطالعه ی یک مطلب، از هر نیم ساعت، 5 دقیقه نفس عمیق همراه با قدم زدن در اتاق مفید خواهد بود.بعد از تمام شدن یک مطلب یا فصل معین ، و قبل از رفتن به سراغ درس دیگر، 20 تا 30 دقیقه استراحت(قدم زدن در حیاط ،خوردن چای یا میوه ، انجام حرکات کششی و تنفس عمیق )بسیار مفید خواهد بود.
هرگز برای چندین ساعت مداوم بدون رفع خستگی مطالعه نکنید.
عمل کردن به برنامه ریزی هم فقط به تلاش و اراده شما بستگی دارد.
برای این کار می‌توانید از یک جدول برنامه ریزی مدون که زمان تشکیل کلاسها و ساعات آزاد و نام مواد درسی و روزهای یک هفته را شامل می‌شود، استفاده کنید.
در هنگام مطالعه سعی کنید خود آموزی داشته باشید . در خودتان علاقه ایجاد کنید ، در مورد مطلب مورد مطالعه اظهار نظر کنید ، مطالب دشوار و نامشخص را تعیین کنید ، کیفیت مطلب خواندنی را ارزشیابی کنید.
از خودتان سوال کنید. مطلب را با زبان خودتان برای خودتان شرح دهید




ارسال توسط پایبند

این مطالب را در نظر داشته باشید:

اگر که امکانات مناسبی در اختیارتان است حداکثر بهره را ببرید. همچون معلمان خوب. مدرسه خوب.ازمون های مناسب اگر که از این امکانات بهره ای ندارید نارخت نشوید بارها این مطلب را در همین وبلاگ بیان کرده ام :مهم ترین عامل موفقیت شما خود شما هستید نه هیچ کس دیگر.

این را بدانید که افرادی از محروم ترین خانواده ها با مشکلات بسیار زیاد و از محروم ترین نقاط  همین استان به موفقیت های بسیار چشمگیری دست ب=یافته اند.

خودتان همراه خودتان باشید و مهم تر از  ان همراهی خداوند با شماست. خدا بهترین یاور شماست.

و در انتها :

به روزهایی که در بهترین دانشگاه های ایران و جهان تحصیل میکنید ، به روزی که جزو بهترین پزشکان ، مهندسان و حقوقدانان ایران و جهان هستید بیندیشید.

یادتان باشد که خوشبختی ها و سعادت های دنیا و اخرت در  انتظار شما هستند . این به عهده ی خود شماست که به این انتظار ها پاسخ مثبت دهید یا نه؟




تاریخ: 21 / 9 / 1392برچسب:کنکور,موفقیت,روش,
ارسال توسط پایبند

در صورتي‌كه در يك يا چند درس روش مشخص و واضحي براي درس خواندن داشته‌ايد كه همواره به آن روش مطمئن بوده‌ايد، روش خود را توضيح دهيد.

 

پويا براهيم باستاني- رتبه 1 كشور

 زيست را كاملاً مفهومي مي‌خواندم در ضمن اگر در مبحثي احساس نياز مي‌كردم ، سعي مي‌كردم مطالعه‌ي خارج از كتاب نيز داشته باشم.

علي عجم – رتبه 2 كشور

در درس‌هاي اختصاصي ابتدا به ميزان زياد بر مطلب تسلط پيدا مي‌كردم ، سپس با آمار بسيار بالا تست مي‌زدم.

پوريا ياراحمدي-رتبه 3 كشور

در رياضي و فيزيك با زدن تست زياد بعد از تسلط بر مفاهيم سرعت و مهارتم را افزايش دادم.

ديني و زيست: خواندن كتاب درسي به طور دقيق و با تعداد مرتبه‌هاي زياد براي تسلط.

پرديس اوليازاده – رتبه 5 كشور

در درس زيست براي كتاب درسي اهميت زيادي قائل بودم و هميشه ابتدا كتاب را مطالعه مي‌كردم و سعي مي‌كردم براي خودم از كتاب سؤالات مفهومي طرح كنم. سپس تست‌هاي متنوع مي‌زدم.

احسان علي‌پور- رتبه 7 كشور

زيست: كتاب را دقيق مي‌خواندم و سپس تست مي‌زدم و جواب اشكالاتم را در كتاب مي‌يافتم.

براي درس‌هايي مانند فيزيك و شيمي سعي مي‌كردم فرمول‌ها را حفظ نكنم ، بلكه راه اثبات را ياد بگيرم.

عليرضا محمدحسيني-رتبه 9 كشور

درس رياضي : تسلط بر تمرينات كتاب درسي+استفاده از خلاصه نويسي+ حل تست‌هاي زمان‌دار

درس زيست‌شناسي : تسلط كامل و ارتباطي بر متن كتاب درسي+موشكافي و بررسي كامل تك تك گزينه‌هاي سؤال‌هاي كنكور و سؤال‌هاي آزمون.

فائزه موحديان‌فر-رتبه 7 منطقه 1

درس‌هاي عمومي: من هر روز يك ساعت به درس‌هاي عمومي اختصاص مي‌دادم و هر شب بخش ويژه‌اي از آن را مطالعه مي‌كردم.

اين روش كه به صورت مستمر ادامه پيدا مي‌كند، براي درس‌هاي عمومي مؤثر است.

سينا راشدي – رتبه 8 منطقه 2

سينا راشدي- رتبه 8 منطقه 1

در مورد درس‌هاي رياضي و فيزيك همواره بعد از مطالعه خلاصه درس تست مي‌زدم و اين روش مطالعه را براي اين درس‌ها مناسب مي‌دانم.

حميدرضا زارع – رتبه 9 منطقه 1

ديني : ابتدا متن كتاب و آيه‌ها را به طور كامل و با دقت مي‌خواندم. سپس تست كار مي‌كردم و باز هم مطالب را مرور مي‌كردم.

شيمي: با مطالعه‌ي دقيق و مفهومي كتاب درسي و تست زدن زياد بر روي مباحث مسلط مي‌شدم.

سهيلا سبحاني- رتبه 5 منطقه 2

در درس عربي ابتدا قواعد و كلمه‌ها را مي‌خواندم و بعد كل متون آن درس را تجزيه و تحليل مي‌كردم و بعد معني را مي‌خواندم و تمرين‌ها را حل مي‌كردم.

سروش سحابي مقدم- رتبه 6 منطقه 2

درس‌هاي عمومي را در ابتداي هفته مي‌خواندم و سپس چند بار دوره مي‌كردم.

ثناء فتاحي – رتبه 9 منطقه 2

زيست‌شناسي: مطالعه دقيق و خط به خط كتاب درسي

رياضي: ابتدا مطالعه كتاب درسي و بعد حل تست‌هاي زياد

بهنام اميني- رتبه 7 منطقه 2

فيزيك : ابتدا عمقي خواندن مطالب به صورت مبحثي و ثابت كردن فرمول‌ها و بعد كاركردن تست‌هاي كنكور

زيست : عمقي خواندن هر فصل چند بار بعد كار كردن تست‌هاي كنكور.

حسين فرخ پور – رتبه 10 منطقه 2

دين و زندگي : خواندن كتاب و استخراج نكته از تست‌هاي كنكور

هنگامه نامجومطلق-رتبه 2 منطقه 3

براي درس رياضي و فيزيك ابتدا تمرين‌هاي كتاب درسي را كامل بررسي مي‌كردم ، سپس جزوه‌هاي معلم را مي‌خواندم و بعد بسيار تست مي‌زدم.

عقيل زربيني- رتبه 5 منطقه 3

زيست چند دور كتاب را با عمق متفاوت مي‌خواندم، سپس تست مي‌زدم.

غلامرضا محمدي- رتبه 8 منطقه 3

عربي: مطالعه‌ي عميق كتاب و جزوه معلم و پس از آن كتاب درسي

احسان صالحي- رتبه 7 منطقه 3

 فيزيك ابتدا مطالعه‌ي درس نامه و سپس حل سؤالات تشريحي و بعد حل تست.

الهه كردافشار- رتبه 2 شاهد

در درس رياضي و فيزيك ابتدا مطالعه‌ي مثال‌ها و تمرين‌هاي كتاب ، سپس تست‌هاي ساده و بعد تست‌هاي دشوار را حل مي‌كردم.

فاطمه بماني – رتبه 5 شاهد

شيمي: ابتدا جزوه معلم را دقيق مي‌خواندم و سپس روز بعد تست همان مبحث را مي‌زدم پس از تست‌زني اشتباهات خود را دقيق بررسي مي‌كردم. البته يادگيري سركلاس بيش‌ترين تأثير را دارد.

علي كيهاني- رتبه 6 شاهد

فيزيك : اول مطالعه كتاب ، سپس حل تمرينات كتاب با تعمق (گاهي هم تبديل سؤالات كتاب به تست) و سپس تست زدن از روي كتاب آبي.

آرزو اصغرزاده – رتبه 8 شاهد

 تسلط به كتاب درسي را در مرحله اول مي‌گذاشتم و بعد جزوه دبير و درسنامه كتاب‌هاي كمك آموزشي را مطالعه مي‌كردم.

در مرحله آخر تست مي‌زدم.

 




ارسال توسط پایبند

برای این‌که حافظه‌ی قوی داشته باشیم، پزشکان ما را به خوردن انواع غذاها و ورزش‌های هوازی دعوت می‌کنند. اما راه‌های ساده‌ای برای افزایش حافظه وجود دارد که به تحرک نیاز ندارد.

آینده‌بین باشید

یکی از راه‌های ساده برای افزایش حافظه، نگاه به دوردست‌ها و آینده است. بسیاری از ما بیش‌تر به فکر امروز هستیم در حالی که ذهن وقتی قوی می‌شود که نگاه اصلی‌اش به آینده باشد. افراد آینده‌نگر حافظه‌ی بهتری دارند.

ارتباط دهید

یکی از راه‌های جالب برای افزایش حافظه ارتباط برقرار کردن بین اشیایی است که در ذهن وجود دارند. ذهن ما عادت کرده است که تنها برخی چیزها را به خاطر بسپارد در حالی که اگر بین حافظه‌ی بلندمدت و کوتاه‌مدت ارتباط برقرار کنیم دیگر دچار فراموشی نمی‌شویم.

به مغز سخت بگیرید

همیشه می‌گویند بدن انسان بر اثر ورزش‌های سخت ورزیده می‌شود. این مورد برای مغز نیز پاسخ‌گو است. بهترین گزینه، استفاده از مسائل سخت ریاضی و تلاش برای حل آن‌هاست. این کار مغز را به کار گرفته و قدرت آن را افزایش می‌دهد.

پیچیده رفتار کنید

هرچه کار پیچیده‌ای را به حافظه بسپارید و سعی در به یادآوری آن داشته باشید، ذهن شما برای درک مفاهیم ساده، بیش‌تر آماده می‌شود. بعضی از ما عادت داریم تنها چیزهای ساده را یاد بگیریم در حالی که برخی راه‌های سخت ذهن را قدرتمند می‌سازد.

احساساتی شوید

یکی از راه‌های خوب برای به خاطر سپردن موارد مختلف احساساتی شدن است. روان‌شناسان به این باور رسیده‌اند که بسیاری از خاطرات و وقایعی که با احساسات بیش‌تر به یاد سپرده می‌شوند، بیش‌تر به یاد می‌مانند. در این صورت اگر مغز و احساسات را با هم یکی کنید، نتیجه‌ی بهتری می‌گیرید.

تمرین کنید

تمرین و تکرار، لازمه‌ی به نتیجه رسیدن کار است. برای افزایش قدرت حافظه به این کار نیاز زیادی دارید. بسیاری از چیزهایی را که در 2 یا 3 هفته‌ی قبل به یاد سپرده‌اید بار دیگر در ذهنتان بخوانید. هم‌چنین می‌توانید خاطرات سال‌های گذشته را نیز به خاطر آورده و یادداشت کنید.




ارسال توسط پایبند

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 11 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 174
بازدید هفته : 183
بازدید ماه : 5078
بازدید کل : 2229807
تعداد مطالب : 811
تعداد نظرات : 379
تعداد آنلاین : 2

Free counters! .............